اس ام اس بوسه آبان 92
کوچه پس کوچه این شهر تو را می بوید
عطر خوش بوی تنت ناب تر از مشک و گلاببوسه ای از لب شیرین تو شد سهم دلماین غزل جای من امشب شده بد مست و خراب . . ...خیال بوسه ای که اینجاجا گذاشتی اش بر لبانم سنگینی می کند به خاک می افتم در مقابلتفکر می کنی چیز دیگری همبرای باختن دارم هنوز ؟..
به سلامتی دو بوسه
اولی وقتی بچه به دنیا میاد، مادر می بوستش ولی بچه نمی فهمه
دومی وقتی مادر از دنیا میره بچه می بوستش ولی مادر دیگه نمی فهمه
.
.
میشنوم صدای عشق را از لا به لای نوازش های پر مهر تو
میشنوی صدای محبتم را از سوی بوسه های پر از عشق من
.
.
هر روز که می آمدی و بوســـه ای می دادی،
من آن را گــــره ای می کردم بین نخ های کاموا
حال که شـــال گردنی قرمز با هزاران هزار گره برای تو بافتـــــه ام نیستی
به خودم دلـــــداری می دهم
برایش کـــوتاه بود؛ خوب شد که رفت
.
.
اینجا آسمان صاف تا قسمتی به رنگ دوستی همراه با غبار فراق است
توده ای سلام به سمت شما در حرکت است
ضمنا احتمال بارش بوسه فراوان است
.
.
گرچه او مرهم نشد بر زخم های قلب من
روی زخم کهنه ام مُشتی نمک پاشید و رفت
گریه هایش را درون بقچه ای پیچیده بود
وقت رفتن با لبی خندان مرا بوسید و رفت
.
.
نقش ِچشمان ِخمارت ، چه کشیدن دارد ! / سایه ساران ِدو زلفت ، چه لمیدن دارد !
آن قدر خوب و ملیحی که به یک جرعه نگاه / حس مستی لبت طعم چشیدن دارد . . .
.
.
فرقی نمی کنه دودی که مصرف می کنی سیگار باشه یا قلیون
اما تو اون لحظه جای خالیشو پر میکنه
تقصیر ما نیست می خواست باشه تا ما بودنشو بوسه بارون کنیم
نه اینکه خاطره هاشو دود کنیم…!!!
.
.
.
آن روزها : تو و بوسه های داغ
این روزها : من و داغ بوسه ها ...بوسیدن قول ماندن نیست شروع با هم بودنهدرک و هم را فهمیدن و حس به هم رسیدنه . . ....من بهانه میگیرم وتودهانم رابا یک بوسه ببند......چه خوب !که من بهشت رابه بوسههای تو بخشیدم حالا همه جا بوی بهشت دارد و من ،عطر بوسه های تو !...دارد عادتم می شود که با دلهره تو را ببوسم !مثل گنجشک هاکه هرگز آسوده از زمین ، دانه بر نمی چینند!...رفتم به نزد طبیب ز شدت طب۶ بوسه نوشت ز گوشه لب۲ تاصبح۲ تا ظهرو ۲ تا شب!...نیست در این گفته من سوسه ای / گر تو به من قرض دهی بوسه ایبوسه ای دیگر سر آن مینهم / لحظه دیگر به تو پس میدهم!...میخوام بیام کنار تو ، تا یه کمی لوست کنماگه کسی اونجا نبود ، یواشکی بوست کنم !...از صورتت نقاشی کشیده امهمانطور که دلم میخواست باشیحالا چشمهایت فقط مرا میبیندو لبخند همیشگیتلحظههای نبودنت رامیپوشاندفقط مانده امهوس بوسیدنت را چه کنم؟...ترنم باران را نصار چشمانت میکنم نازنینم ، تا شبنمیشود بر سرخی گونههایتو داغی بوسه ام را به پیشانی ات به یادگار میگذارم و دست نوازشم را به موهایتهدیه میکنم ، که تا عمر داری مرا از خاطر نبری . . ....دلم کرده هوایت نازنینمفدای بوسه هایت ! نازنینمتمام صورتت پنکیک پوش استبگو بوسم کجایت نازنینم...خیال بوسه ای که اینجاجا گذاشتی اش ،بر لبانم سنگینی میکند به خاک میافتم در مقابلتفکر میکنی چیز دیگری همبرای باختن دارم هنوز ؟
.
.
.
پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق...
ما را در سایت پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: عبدالباسط دهواری
بازدید: 26
تاريخ: 24 / 8 / 1392 ساعت: 17:53