مسیجهای جدید شب یلدا 92

خرید بک لینک


بدو که روز کوتاهه / پاییز آخر راهه

هندونه رو آوردی ؟ / جوجه هاتو شمردی ؟

زمستون میشه فردا / مبارک باشه یلدا !

.

.

.

همه لحظه های پایانی پاییزت ، پر از خش خش آرزوهای قشنگ

یلدا مبارک

.

.

.

در آغاز زمستان هرگز زمستانی مباد ، بهار آرزوهایت

یلدا مبارک

.

.

.

عمرتون صد شب یلدا / پولتون قدر یه دنیا

توی این شبهای سرما / یادتون همیشه با ما

دل خوش باشه نصیبت / غم بمونه واسه فردا

.

.

.شب یلدا عزیزِ هندوونه

اگر چه ترش و لیزه هندوونه

بهایش را چو پرسیدم ز یارو

بگفتا هیس !!! جیزه هندوونه

.

.

.

محفل آریایی تان طلایی ، دلهایتان دریایی

شادیهایتان یلدایی ، پیشاپیش مبارک باد این شب اهورایی

.

.

.

میان دوستان افتاده ای تک / رخت هندونه ز لطف عین پشمک !

برایت میزنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گل مبارک !

.

.

.

بلندای شب یلدای من باش / طلوع روشن فردای من باش

ولی فردا خدا داند کجایی / همین حالا همین حالای من باش

.

.

.

ما منتظر صبح شب یلداییم / دستی به دعا تا فرج فرداییم


.

.

.

باور به نور و روشنایی است که شام تیره از دل شب یلدا ، جشن مهر و روشنایی به ما هدیه میدهد

.

.

.

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها

یلدایتان رویایی ، روزهایتان پر فروغ ، شبهایتان ستاره باران !

.

.

.

شب یلد ا و وصف بی مثالش / خداوندا مخواه ، هرگز زوالش

شب یلدا فراتر از همه شب / نبینم هیچ کس افتاده در تب

شب یلدا مبارک

.

.

.

شب یلدا شب بزم و سرور است / شبی طولانی و غمها به دور است

شباهنگام تا وقت سحرگاه / بساط خنده و شادی چه جوراست

.

.

.

تو دلداری چو من دیوونه داری / تو مجنونی چو من بی خونه داری

شب یلدا مرا دعوت کن ای دوست / اگه تو یخچالت هندونه داری !

.

.

.

آری امشب شب یلدا است

شب فال

شب عشق

شب هندوانه

و شب آزادی و شب رهایی

چیزی به یادم نمی آید جز اینکه امشب شب تنهایی من است

یلدایت مبارک

.

.

.

من بلندای شب یلدا را / تا خود صبح شکیبا بودم

شب شوریده ی بی فردا را / با خیال تو به فردا کردم

چه شبی بود ! عجب زجری بود ! غم آن شب که شب یلدا بود

.

.

.

سهم من از شب یلدا شاید ، قصه ای از غصه و انار سرخی که پر از دلتنگی ست

غم هایم بلند همانند شب یلداست

.

.

.

شب یلدا شد و رفتی و از غم خوانده ام / از این هجرت به آن شب گیسوان افشانده ام

گذشت اما هزاران شب از آن هجران و من / اسیر آن شب یلدای جانسوز مانده ام

.

.

.

امشب ، میوه سربسته حرف هایمان را روبه روى هم مى گذاریم تا طعم شیرین دوستى را به کام زمستانى روزگار بچشانیم

.

.

.

شادی هایت به بلندای امشب و غم هایت به کوتاهی امروز

.

.

.

هیچ زمستانی ماندنی نیست حتی اگر همه شبهایش شب یلدا باشد

.

.

.

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر / زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر

شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق / رخ معشوقه و مدهوشی دلداده عشق

.

.

.

بیا ماه من و یلدای من باش

شب بارانیه دی ماه من باش

بیا زیباترین مجنون این شب

یه عمری با من و لیلای من باش . . .

.

.

.

یلداست ، بگذاریم هر چه تاریکی هست

هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد

امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست . . .

شب یلدا مبارک

.

.

.

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم

و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها

یلدایتان رویایی…روزهایتان پر فروغ، شبهایتان ستاره باران . . .

.

.

.

شب یلدای من آغاز شد

نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه

بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست

بی من یلدایت مبارک

.

.

.

با تو من عزیز عشقم دیگه هیچ غمی ندارم

واسه ی همیشه ی عمر،عاشقونه دل میذارم

با تو یلدا پره عشقه،عشقی از جنس عزیزش

که نمیتونه بگیره کسی از دل،عشق پاکش . . .

.

.

.

آری ام شب شب یلدا استشب فال

شب عشق

شب هندوانه

و شب آزادی وشب رهایی

چیزی به یادم نمی آید

جز اینکه

امشب شب تنهایی من است

یلدایت مبارک

.

.

.

مهر رخشا نکوترین چهر است / شب یلدا تولد مهر است

این همایون شب خیال انگیز / هست درآخرین شب پاییز

بیخ وبن در حماسه گستردست / در نهادش حماسه پرور دست

لفظ یلدا اگر چه سریانیست / شب مهرآفرین ایرانی ست . . .

.

.

.

من بلندای شب یلدا را تا خود صبح شکیبا بودم

شب شوریده ی بی فردا را با خیال تو به فردا کردم

چه شبی بود ، عجب زجری بود

غم آن شب که شب یلدا بود . . .

.

.

.

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر

زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر

شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق

رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق

شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد

.

.

.شب یلدا شد و رفتی و از غم خوانده ام

از این هجرت به آن شب گیسوان افشانده ام

گذشت اما هزاران شب از آن هجران و من

اسیر آن شب یلدای جانسوز مانده ام

پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق...

ما را در سایت پرتال تفریحی و سرگرمی تهران پاتوق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: عبدالباسط دهواری بازدید: 50 تاريخ: 30 / 9 / 1392 ساعت: 23:8

صفحه بندی